تبليغاتX
تا مهر او

چون درختي در صميم سردوبي ابر زمستانم

هرچه برگم بودوبارم بود

هرچه از فربلوغ گرم تابستان وميراث بهارم بود

هرچه يادويادگارم بود

ريخته است

چون درختي درزمستانم

بي كه پنداردبهاري بودوخواهد بود

ديگراكنون هيچ مرغي پيريا كوري

درچنين عرياني انبوهم آيا لانه خواهد بست؟

ديگرآيا زخمه هاي هيچ پيرايش

با اميد روزهاي سبز آينده

خواهدم اينسو و آنسوخست؟

چون درختي اندر افضاي زمستانم

ريخته ديري ست

هرچه بودم يادوبودم برگ

اي بهارهمچنان تا جائدان در راه

همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهاي دگربگذر

هرگزوهرگز

بر بيابان غريب من

منگر و منگر

سايه نمناك و سبزت هر چه از من دورتر خوشتر

بيم دارم كزنسيم ساحر ابريشمين تو

تكمه سبزي برويد باز

برپيراهن خشك و كبود من

همچنان بگذار

تا درود دردناك اندوهان ماند سرود من

مهدي اخوان ثالث

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 16:2 توسط بیدل| |
بسم الله الرحمن ارحیم             

الْحَمْدُ لِلّهِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ كَما يَسْتَحِقُّهُ حَمْداً كَثيراً وَ اَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ:ستايش خاص خدا است و حق اوست آنچنانكه شايسته و لايق اوست بسيار، و پناه برم به خدا از بدى شر

نَفْسى اِنَّ النَّفْسَ لاَمّارَةٌ بِالسُّوَّءِ اِلاّ م ا رَحِمَ رَبّى وَ اَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ:نفس خود كه همانا نفس وادار كننده به بدى است مگر آن را كه پروردگار رحم كند و پناه برم به او از شر

الشَّيْطانِ الَّذى يَزيدُنى ذَنْباً اِلى ذَنْبى وَ اَحْتَرِزُ بِهِ مِنْ كُلِّ جَبّارٍ:شيطان كه (پيوسته ) گناهى بر گناهم بيفزايد و بوسيله او پناه گيرم از شر هر گردنكش

فاجِرٍ وَ سُلْطانٍ جاَّئِرٍ وَ عَدُوٍّ قاهِرٍ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ جُنْدِكَ فَاِنَّ:تبه كار و حكمران ستمكار و دشمن قهارى خدايا مرا از لشكر خود قرار ده زيرا

جُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونَ وَ اجْعَلْنى مِنْ حِزْبِكَ فَاِنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ:سپاه تو فقط پيروزند و از حزب خويش قرارم ده زيرا حزب تو فقط رستگارند و

اجْعَلْنى مِنْ اَوْلِياَّئِكَ فَاِنَّ اَوْلِياَّئَكَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ:از اولياء خود قرارم ده زيرا اولياء تو هستند كه خوف و ترسى برايشان نيست و حزن و اندوهى ندارند

اَللّهُمَّ اَصْلِحْ لى دينى فَاِنَّهُ عِصْمَةُ اَمْرى وَ اَصْلِحْ لى اخِرَتى فَاِنَّها:خدايا دينم را اصلاح كن كه دين نگهدار كار من است و آخرتم را اصلاح كن كه

دارُ مَقَرّى وَ اِلَيْها مِنْ مُجاوَرَةِ اللِّئامِ مَفَرّى وَ اجْعَلِ الْحَيوةَ زِيادَةً:خانه پايدار من آنجا است و از مجاورت لئيمان گريزگاهم بدانجا است ، و زندگى را براى من مايه فزونى

لى فى كُلِّ خَيْرٍ وَ الْوَفاةَ راحَةً لى مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى:در هر كار خيرى قرار ده و مرگ را آسودگى از هر شرى برايم مقرر فرما. خدا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَ تَمامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلينَ وَ عَلى آلِهِ الطَّيِّبينَ:محمد خاتم پيمبران و كامل كننده شماره رسولان و بر آل پاك و

الطّاهِرينَ وَاَصْحابِهِ الْمُنْتَجَبينَ وَ هَبْ لى فِى الثُّلَثاَّءِ ثَلاثاً لا تَدَعْ:پاكيزه اش و اصحاب برگزيده اش و در روز سه شنبه سه چيز به من عطا كن :

لى ذَنْباً اِلاّ غَفَرْتَهُ وَ لا غَمّاً اِلاّ اَذْهَبْتَهُ وَ لا عَدُوّاً اِلاّ دَفَعْتَهُ بِبِسْمِ اللّهِ:هرگناهى را از من بيامرز، و هر اندوهى را از من دور كن ، و هر دشمنى را از من دفع فرما بنام خدا

خَيْرِ الاْسْماَّءِ بِسْمِ اللّهِ رَبِّ الاَْرْضِ وَ السَّماَّءِ اَسْتَدْفِعُ كُلَّ مَكْرُوهٍ:كه بهترين نامها است به نام خدا پروردگار زمين و آسمان دور كنم از خود هر بدى را

اَوَّلُهُ سَخَطُهُ وَ اَسْتَجْلِبُ كُلَّ مَحْبُوبٍ اَوَّلُهُ رِضاهُ فَاخْتِمْ لى مِنْكَ:كه آغازش خشم او است و مى كشم بسوى خود هر كار محبوبى را كه آغازش خوشنودى او است پس از جانب خود كارم را

بِالْغُفْرانِ يا وَلِىَّ الاِْحْسانِ .:به آمرزش پايان ده اى صاحب احسان .

 

نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:20 توسط بیدل| |
شصت و هفتمین زاد روز تولد خسرو آواز ایران " محمد رضا شجریان وهفتاد و دومین زاد روز تجلی زیبایی " پرویز یاحقی " بر عالمیان مبارک باد

ترانه فرياد از آلبوم فرياد استاد محمد رضا شجريان

خانه ام آتش گرفته‌ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش
پرده‌ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می‌دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده‌هایم تلخ
و خروش گریه‌ام ناشاد
از دورن خسته‌ی سوزان
می‌کنم فریاد، ای فریاد! اي فرياد
خانه‌ام آتش گرفته‌ست ، آتشی بی‌رحم
همچنان می‌سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو می‌دوم
گریان از این بیداد
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می‌کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود
خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد

مهدي اخوان ثالث

نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:32 توسط بیدل| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
src='http://persianweblog.ir/sympathy/ashoora-2.js'>