مادرم،امروز پنج سال از رفتنت می گذرد،پنج سالی که برای من به اندازه یک عمر گذشت،آه که چقدر دلم هوای تو را کرده.بیچاره دلم ........
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت
پراز ردپای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بی خیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچه ها
فقط یک نفس می توانست
طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد
اگر آسمان می توانست یکریز
شبی چشم های درشت تو راجای شبنم ببارد
اگر ردپای نگاه تو را باد و باران
از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد
اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمی ریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد
اگر کوه ها کر نبودند
اگر آب ها تر نبودند
اگر باد می ایستاد
اگر حرف های دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم چشم من بیشتر بود
اگرمی توانستم از خاک
یک دسته لبخند پر پر بچینیم
تو را می توانستم
ای دور
از دور
یک بار دیگر ببینم!

