تبليغاتX
تا مهر او - بدون شرح...!

 

 

 عكسش بدون شرحه اما ... اما من باهاش كلي حرف دارم ، چون تا ديدمش ياد دوستم رخساره افتادم كه توي طول چهار سال دوران تحصيلمون اكثر امتحانهاشو با نامه نگاري براي استادها و خالي بندي هاش تموم كرد مخصوصا درس انقلاب كه استادش سرپرست كل خوابگاهها بود با درد و دلش از خوابگاه و مشكلاتش توي برگه امتحان يه نمره ۱۸ مشت گرفت.

پريروز كه همه با هم  با آمادگي كامل(!!!) رفته بوديم براي كارشناسي ارشد امتحان بديم رخساره كمي ديرتر از بقيه از جلسه امتحان اومد بيرون و همه توي اين فكر بودم كه آخه ۱۰ ، ۲۰ ،۳۰ ،۴۰ كردن هم اونقدر زمان ميخواد اما ... اما همگي به اين نتيجه رسيديم كه شايد دوباره رخي طبق عادت داره نامه مينويسه شايد حتي پايين برگه پاسخنامه  .

خيلي خوش گذشت ، اونقدر سر جلسه خنديديم كه حد نداشت ، من و سارا كه ناهار نخورده بودم با ديدن يه ويفر ۱۰۰ تومني ناقابل چنان به وجد اومده بوديم كه بلافاصله شروع به خوردن كرديم، تا اينكه يه دفعه يه لحظه وقتي به خودمون اومديم و پوزيشنمون رو تصور كرديم من مثل هميشه  وسط جلسه بلند زدم زير خنده و نگاه سرزنش اميز خيلي ها رو به جون خريدم ، بعدش هم كه اومديم بيرون و بساط هميشگيون رو راه انداختيم ، تخمه و پفك و يه دونه پرتغال و ... 

بعد هم همگي رفتيم پل خواجو ( البته با لهجه غليظ اصفهاني) و اونجا بود كه بعد از عمري زندگي در اصفهان و گذر روي اون پل از ناديا كه بچه شيرازه يه چيز جالب ياد گرفتيم كه براي هممون جالب بود اونم اينكه اگه بري داخل پل و گوشه پل حرف بزني ،صدات رو توي يه گوشه قطري ديگه پل به صورت اكو نفر ديگه ميتونه بشنوه ، من كه خدايش تا حالا نميدونستم .

امتحان بسيار پرباري بود به قول سارا هدف آشنايي بود كه ما هم آشنا شديم .

خلاصه اينكه يادش بخير همه خاطرات خوش دوران دانشجويي.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 0:38 توسط بیدل |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir
src='http://persianweblog.ir/sympathy/ashoora-2.js'>